آناتومی یک انتصاب سفارشی؛ از «نابودی سیتکو» تا «حقوق دوشغله» در پایانهها و مخازن پتروشیمی
منابع مطلع، از اعتراف تکاندهنده سید جعفر هاشمی، مدیرعامل شرکت پارسیان (که کنترل مدیریتی شرکت پایانهها را در اختیار دارد) پرده برداشتهاند. بنا بر این گزارشها، آقای هاشمی صراحتاً اعتراف کرده است که حجت مبرزی را «به هیچ وجه نمیشناخته»، اما چون «با بزرگتر او دست داده و قول کمک داده بود»، وی را به این سمت گمارده است.
داستان صعود حجت مبرزی به مدیرعاملی شرکت استراتژیک پایانهها و مخازن پتروشیمی، دیگر یک ابهام مدیریتی یا یک سوال درباره تناسب «انبارداری» با «مدیرعاملی» نیست؛ این، روایت عریان سیطره «سفارشات فامیلی» بر تخصصگرایی و افشای مکانیزمی است که در آن، منافع عمومی قربانی یک «قول» به «بزرگتر» میشود.
پرده اول: اعتراف به «قول به بزرگتر»
منابع مطلع، از اعتراف تکاندهنده سید جعفر هاشمی، مدیرعامل شرکت پارسیان (که کنترل مدیریتی شرکت پایانهها را در اختیار دارد) پرده برداشتهاند. بنا بر این گزارشها، آقای هاشمی صراحتاً اعتراف کرده است که حجت مبرزی را «به هیچ وجه نمیشناخته»، اما چون «با بزرگتر او دست داده و قول کمک داده بود»، وی را به این سمت گمارده است.
آن «بزرگتر»، آنطور که مشخص شده، پدر همسر آقای مبرزی (الف. ف) از مدیران ستاد کل است.
این اعتراف، به تنهایی، یک زلزله اداری است: مدیرعامل یک هلدینگ بزرگ اعتراف میکند که مدیرعاملی یک شرکت راهبردی پتروشیمی را نه بر اساس شایستگی، بلکه بر اساس «قول» به پدرزن فرد، واگذار کرده است.

پرده دوم: کارنامه «بزرگتر» شده؛ رزومهای که باید پنهان میشد
اما این «داماد» که چنین سفارشی برای او شده، چه سوابقی در چنته داشت؟ تنها سابقه مدیریتی مورد ادعای مبرزی، یعنی «سیتکو پتروفرهنگ» (شرکت تابعه صندوق ذخیره فرهنگیان)، خود یک پرونده تاریک است.
او در سیتکو صرفاً ۴ ماه سرپرست بود و پس از آن، به دلایل نامشخصی (که منتقدان آن را «ناکارآمدی محض» میخوانند) عزل و جایگزین شد.
عملکرد او در همان ۴ ماه، که با سرمایه معلمان گره خورده بود، یک فاجعه مدیریتی توصیف شده است:
بر اساس گزارشها و افشاگریها، او در همان مدت کوتاه، پرسنل ۶ نفره شرکت را به ۲۹ نفر افزایش داد (ایجاد بوروکراسی)، ۸ سفر خارجی پرهزینه از جیب معلمان رفت، قراردادهای بلندمدت حمل کشتی را خارج از قیمت واقعی و به ضرر شرکت منعقد کرد و با «فروش خرد متانول» (احتمالاً به صورت رانتی یا با قیمتگذاری اشتباه)، شرکت را نابود کرد.

پرده سوم: تکرار فاجعه؛ از پول معلمان تا بیتالمال پتروشیمی
فردی با این کارنامه ویرانگر در سیتکو، که از آنجا عزل شده بود، به لطف «دست دادن با بزرگتر»، این بار به نمایندگی از یک شرکت تابعه ساتا، بر کرسی مدیرعاملی «پایانهها و مخازن پتروشیمی» مینشیند.
و اکنون، الگوی مدیریتی او در حال تکرار است. اولین اقدام او، ثبت یک رکورد بیسابقه در تخلفات اداری است: دریافت حقوق همزمان به عنوان «مدیرعامل» در پایانهها و «مشاور تماموقت» در پتروشیمی زاگرس (همراه با بیمه کامل ۳۱ روزه).
این مدل، به سرعت تکثیر میشود: او دو مدیر دوشغله دیگر (مدیر IT از زاگرس و مدیر روابط عمومی از کارمندان رسمی دولت) را منصوب میکند که آنها نیز همزمان از دو محل حقوق و بیمه کامل دریافت میکنند. این در حالی است که متخصصان توانمند بومی استان بوشهر، در حسرت یک فرصت شغلی هستند.
فراخوان به نهادهای نظارتی: آیا «قول به بزرگتر» مجوزی برای غارت بیتالمال است؟
این پرونده دیگر یک ابهام ساده نیست؛ این یک فساد سیستمیِ مستند است که از یک «رانت خانوادگی» آغاز شده، با اعتراف صریح مدیر بالادستی (هاشمی) به انتصاب سفارشی تایید شده، و به تضییع سیستماتیک بیتالمال از طریق پرداختهای دوگانه ختم شده است.
سازمان بازرسی کل کشور و کمیسیون انرژی مجلس نه تنها باید به پرونده حقوقهای مضاعف مبرزی و مدیرانش ورود کنند، بلکه باید فرآیند انتصاب او و نقش مدیرعامل پارسیان در نادیده گرفتن کارنامه ویرانگر سیتکو و گماردن یک فرد صرفاً بر اساس «قول به پدر همسرش» را به صورت ویژه بررسی و با عاملان این دهنکجی آشکار به قانون و تخصص، برخورد نمایند.