اجتماعی » گزارش
کد خبر : 5049
پنجشنبه - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۲۳:۱۲
گزارش

صداقت حلقه مفقوده زندگی زناشویی/ راه های تشخیص خواستگار صادق

صداقت در رفتار و کردار همیشه از ملاک های ازدواج زوجین محسوب شده، به طوری که نداشتن این فاکتور می تواند از شخصی سلب اعتماد کند و حتی تا مرز منحل شدن زندگی دو طرف منجر شود.

صداقت حلقه مفقوده زندگی زناشویی/ راه های تشخیص خواستگار صادق

به گزارش «شورا نیوز» به نقل از  باشگاه خبرنگاران جوان؛صداقت و راستگویی از عالی ترین صفات انسانی به شمار رفته که نقش مهمی در نیک بختی فرد ایفا می کند به طوری که سرنوشت انسانی را رقم می زند.

راستگویی در همه دوره ها و زمان ها تاثیر مستقیمی در رفتار فردی و اجتماعی فرد دارد و در واقع به نحوی زمینه اصلاح فرد را به وجود می‌آورد. در واقع اگر انسان ها زیربنای زندگی شان را بر پایه اصل صداقت و راستگویی بنیانگذاری کنند دیگر امورات زندگی شان را اصلاح می‌کنند اما تخطی از این اصل موجب سلب اعتماد و از دست دادن اعتبار شغلی و زندگی زناشویی فرد در اجتماع می شود.

بنابراین اگر همه فعالیت ها و اقدامات انسان بر صدق و راستی بنا نهاده شود و از هرگونه ناراستی پیراسته باشد، زمینه های نیک بختی و گران قدری برای او فراهم می شود؛ چنان که گشوده شدن دریچه های سعادت و بهروزی به سوی جامعه بشری، جز با استوار کردن پایه صداقت میّسر نمی شود.

صداقت به چه معناست؟

صداقت در اصل از کلمه (صدق) به معنای درستی و راستی خواهد بود و در اصطلاح بیان حرف درست و به دور از هر گونه کذب و دروغ خواهد بود. راستگویی از بدو خلقت با آدمی همراه بوده و از عالی ترین خصایص انسانی است که می تواند نزول رزق توأم با برکت را به همراه داشته باشد.

دروغ مادر تمامی گناه ها

از دروغ به عنوان مادر تمامی گناه ها نام برده شده است. دروغ ام الفساد و زیربنای تمامی گناهان به شمار رفته است، چه بسا معاملاتی به خاطر صداقت نداشتن در گفتار و گفته های خلاف واقع منتفی شده و این که ازدواج هایی که می توانست سر منشأ خیر باشد با دروغ ساده به هم خورده است، چرا که صداقت نخستین رکن رابطه درست و عشق پایدار به حساب می آید و نادیده گرفتن این اصل تداوم گناه را به همراه داشته و سلب اعتماد را به دنبال دارد. بزرگان دین در ابتدا پس از تزکیه فرد وی را به سوی صداقت در رفتار و درستگویی در عمل سوق داده اند، چرا که با رعایت نکردن این مهم شخص به انجام گناهان دیگری روی آورده که سرمنشأا آن همین عدم صدق در گفتار و رفتار خواهد بود.

صداقت از منظر بزرگان دین مبین اسلام

در قرآن کریم صداقت و پرهیز از دروغ گویی توصیه شده است باید گفت که صداقت و راست‌گویی از بزرگ‌ترین فضایل اخلاقی است که در تعالیم و آموزه‌های دینی جایگاه ویژه دارد و در قرآن و روایات فراوان به آن سفارش شده است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقینَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ فساداید، از خدا پروا کنید و با راست‌گویان باشید».

این فضیلت انسانی – اخلاقی بارزترین مشخصه‌ی پیامبران الهی در دعوت مردم به سوی خدا است؛ از این‌رو، راست‌گویی از اعمال نیک و پسندیده‌ی انسانی بوده و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. فطرت پاک انسان ایجاب می‌کند که انسان سالم و متعادل، دل و زبانش یک سو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یکی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری کند.

اسلام دینی فطری است و راستی نیز خواست فطرت است، پس این دو پیوندی ناگسستنی دارند و در روایات با تعابیر گوناگونی بر راست‌گویی مسلمانان تأکید شده و آن‌را از اصول ایمان و دین‌داری به حساب آورده‌‌اند: «الصِّدْقُ رَأْسُ الدِّینِ؛ نسبت راستی با دین، نسبت سر با بدن است». «الصِّدْقُ أَقْوَى دَعَائِمِ الْإِیمَان‏؛ راستی محکم‌ترین پایه‌های ایمان است». «بِالصِّدْقِ تَکُونُ النَّجَاه؛ رستگاری دنیا و آخرت در راست‌گویی است».

راوی می‌گوید: «از امام صادق(ع) شنیدم که مى‏‌فرمود: چون بنده‌‏اى راست گوید، نخستین کسى که او را تصدیق مى‌‏کند خدا است، و خودش نیز مى‌‏داند که‏ راست‌گو است، و چون دروغ گوید، اولین کسى که او را تکذیب مى‌‏کند خدا است، و خودش نیز مى‌‏داند که دروغ‌گو است».

امام صادق(ع) در توصیف صداقت و راستی می‌فرماید: راستی نورى است که در عالم معنا مى‌‏درخشد، مانند آفتابى که روشنایى مى‏گیرد از او هر چیزى که در تحت نفوذ نور ظاهرى او است، و نقصان و ضعفى در این نور دادن به آفتاب وارد نمى‌‏شود. کسى که حقیقتاً متصف به صدق است، به مقتضاى حقیقت صدقى که در نفس او وجود دارد، کذب و تقلب را در افراد کاذب ندیده، و تظاهر آنان را در اعمال حمل به صحت و صدق کرده و اظهارات آنان را تصدیق مى‌‏کند. آرى این همان نور صدق و حقیقت روحانیت است که غیر این معنا از او انتظارى نیست، و به جز آن‌کس که خلاف فطرت پاک و نورانیت و صفاى باطن او باشد چیزى از او دیده نمى‌‏شود. چنان‌که حضرت آدم(ع) ابلیس را در اظهار دروغى او چون قسم خورد، تصدیق کرد و اظهار و سخن او را باور کرد؛ زیرا در نفس آدم اثرى از دروغ و تقلب وجود نداشت.

در قرآن کریم بارها به این مسأله پرداخته شده است به طوری که خداوند متعال در سوره ی طه مى‌‌‏فرماید: «پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم، امّا او فراموش کرد و عزم استوارى براى او نیافتیم». و ابلیس در اولین مرتبه، این تقلب و خلاف را به کار برد، و پیش از او کسى را سابقه ی این عمل در ظاهر و باطن نبود. پس او به دلیل ارتکاب همین دروغ دچار خسران و زیان‌کارى شده، و از صفا و صدق آدم در جهت اغوا و اضلال او نفعی نبرد و او را از مرحله ی ملکه ی صدق و روحانیت -به سبب دروغى که راجع به همیشگى و خلود اظهار کرد- نتوانست بیرون برد.

چنان‌که از سخنان امام(ع) استفاده می‌شود؛ صدق از لحاظ مطابق بودن با حق است؛ یعنى ظل و مرتبه‌‏اى است از حق، و حق نور و حقیقتى است که در آن ظلمت و نقطه ضعف و خلافى نباشد. پس در صورتى که وجود و صفات انسان صدق شد، البته هیچ‌گونه بطلان و ضلالت و انحراف و ظلمتى در او نخواهد بود. و چون چیزى حقیقت صدق شد، قهراً اثر نورانیت، درستى و حقیقت آن ظاهر گشته، و خواه و ناخواه آثار صدق جلوه خواهد کرد. و شخص صادق به مقتضاى حقیقت و باطن خود به جز صدق و حقیقت چیزى ندیده، و پیوسته در افعال و حرکات دیگران به جهت صدق آن ها متوجه شده، بلکه آن ها را به محل‌‏هاى صحیح و درست خود حمل خواهد کرد.

امام صادق(ع) در ادامه روایت می‌فرماید: و صفت صدق، برای حضرت آدم ثمربخش و مفید واقع شد؛ زیرا او به مقتضاى صفا و صدق باطن خود، غیر راستى را به خود راه نداد، و خیال دروغ در باره ی ابلیس نکرد و کذب او را که به صورت صدق بود باور کرد.

این است که خداوند متعال فرمود: ما از آدم چیزى را که بر خلاف پیمان و برنامه او بوده ندیدیم، و هرگز او قصد نافرمانى نداشت، و از این لحاظ بود که به سبب حیله و دروغ ابلیس، از مقام برگزیدگى او کاسته نشد.
امام علی(ع) فرمود: راستی شمشیر برنده‌‏اى است که با توجه و لطف پروردگار متعال در بندگان مخصوص او ظاهر مى‌‏شود، و این شمشیر به هر موردى که فرود آید و در هر کجایى که پیدا شود، از آسمان و زمین، نافذ و قاطع خواهد بود. پس هر گاه بخواهى که بدانى آیا تو از جمله ی صادقان و راست‌گویان هستى، یا از دروغ‌گویان باید با کمال دقت و با نظر خالص در باطن و رفتار و کردار خود رسیدگى و تحقیق کرده، و قلب و ظواهر خود را به میزان الهى و روى حق و عدل بررسى کرده، و چنان خود را به قوانین حق عرضه دارى که گویى در پیشگاه عدل الهى حاضر شده‌‌ای، و در معرض سنجش روز قیامت قرار گرفته‌‌‏اى. خداوند متعال مى‌‌‏فرماید: «وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ در روز جزاء مردم به میزان حق سنجیده مى‏‌شوند، پس هر کسى که میزان او در مقام وزن کردن سنگین‌‏تر شد او رستگار خواهد بود.

بنابراین، صداقت و راستی باید در تمام مراحل وجودى و زندگى انسان تحقق پیدا کند؛ یعنى از لحاظ افکار و عقاید، از لحاظ خوی‌ها و صفات نفسانى، از جهت رفتار و کردار و اعمال، و از جهت گفتار و بیان، اگر انسان تمام حرکات و سکنات و همه ی احوال او روى صدق، راستى، درستى و حقیقت صورت گیرد.

صداقت در زندگی زناشویی

در زندگی زناشویی صداقت به عنوان رکنی مهم در تشکیل رابطه ایی توام با عشق به حساب می آید چرا که اساس زندگی را تشکیل داده و بنیان های آن را استوار می کند سستی رابطه از دروغ به وجود آمده است فردی که به خواستگاری دختری می رود خصوصیت فردی، اجتماعی و خانوادگی اش را بدون کم و کاست و به دور از بزرگ نمایی مطرح کند، چرا که هیچگاه ماه پشت ابر نمانده و دروغ گو رسوا شده و چنین ارتباطی تداوم چندانی نخواهد داشت . به جرات می توان گفت بیشتر زندگی های اینچنینی اگر پایه ایی چون صداقت نداشت باشد دوام چندانی نخواهد داشت.

خواستگار دروغ گو را رد کنیم سخت گیرانه است یا نه ؟

سوالی که ذهن ها را به خود مشغول کرده است این که با خواستگاری که خصوصیت زندگی خود و خانواده اش را خلاف واقع مطرح می کند و یا این که خود را بزرگ تر از حد انتظار نشان می دهد چه کاری بکنیم و این که رد کردن چنین افرادی کاری عاقلانه به نظر می رسد و سخت گیرانه است که شخص این گونه افراد را از زندگی اش خارج ساخته و یا این که به وی فرصت دوباره بدهد ضمنا اینکه به سختی می توان کسی را که در گفتار و کردار صداقت داشته باشد پیدا کرد.

در پاسخ به این پرسش از احادیث بزرگان می توان به پاسخ صحیحی دست یافت و این که پیامبر (ص) می فرماید که اگر کسی به خواستگاری تان آمد دو خصوصیت دین و اخلاق را در وی مشاهده کردید به همسری اش درآیید. از این حدیث می توان دیانت را از اخلاق جدا کرد و به تحلیل آن پرداخت. یکی از رموز دیانت بدون شک صداقت است در حدیث فوق اشاره ایی به ثروت نشده است و یا این که به مسائل دنیوی پرداخته نشده است.

صداقت نخستین رکن دیانت به شمار می رود و شاید رد کردن خواستگاری که از همان ابتدا صحت کلام و گفتار را نمی توان مشاهده کرد عقلانی به نظر می رسد البته برخی ها فرصت دوباره به شخص داده تا خویش را اصلاح کند که گاهی اوقات کار ساز بوده و این فرصت نوعی خود سازی را به وی هدیه کرده است و البته اتفاق افتاده که دروغ های فرد بیشتر از حد مجاز شده است.

راه تشخیص خواستگار دروغگو از کاذب

شاید دشوار به نظر برسد گفته های صحیح خواستگاری را از گفته های خلاف واقعش تشخیص داد اما با کمی تامل می تون پی برد که شخص مورد نظر راستگو است یا خیر به عنوان مثال اگر در گفته هایش اعلام کرد که ( مطالعه ) می کنم می توانیم بپرسیم در چه زمینه و چه کتاب هایی را تا کنون مطالعه کرده است که معمولا شاید در جواب اسم کتاب هایی را بیاورند که حتی با پرسش مجدد می توان موضوع و خصوصیات دیگرش را سوال کرد که در جواب می توان به صحت در گفتارش پی برد.

راه دوم این که در حین صحبت نگاه کردن به چشم های طرف مقابل می تواند تشخیص دروغ از کذب را ممکن سازد، به طوری که اگر چشم های طرف به سمت چپ باشد احتمال راست گویی اش بیشتر و اگر سمت راست باشد می توان در درستی کلامش تردید کرد.

یا این که درباره خانواده اش مطلبی را خلاف واقع بیان کند که با تکرار مجدد سوال می توان پاسخ دیگری را از فرد شنید. معمولا افرادی که در گفتار شان صداقت ندارند یک سوال را به اشکال مختلفی پاسخ می‌دهند.

گاهی اوقات صداقت خریداری ندارد

صداقت به عنوان رکنی مهم در زندگی فردی و اجتماعی اشخاص به شمار می رود اما گاهی اوقات کسی به این اصل مهم چندان اعتقادی ندارد. زمانی خواستگاری شفاف و صادقانه از زندگی شخصی اش توضیح می دهد که غالبا با کمبودهایی مواجه باشد، زوجه با شنیدن کمبودها عملا قطع ارتباط را به ادامه دادنش ترجیح داده و صداقت خواستگاری را زیر پا می گذارد. بدین سو اشخاص در گفته های خود به دلیل ترس از قطع ارتباط روی به دورغ و بزرگنمایی می آورند که اصطلاحا گفته شده صداقتم به جدایی منجر می شود به عنوان مثال فردی صادقانه خانمی را از مشکلات خود مطلع می کند و وی باشنیدن مشکل، قطع رابطه را ترجیح می دهد در واقع حس راستگویی کم رنگ می شود و در کلام افراد نشانی از صداقت یافت نمی شود، چرا که نوعی دلسردی و دلزدگی به وجود می آید.